تبلیغات
شهدای کربلای ایران-فیروزآباد فارس - نهضت ‏سید الشهداء علیه السلام و اهداف آن فصل 2

درگذشت معاویه و خلافت ‏یزید

آخرین ضربت کاری وی که به پیکر اسلام و مسلمین وارد ساخت این بود که خلافت اسلامی را به سلطنت استبدادی موروثی تبدیل نمود و پسر خود یزید را به جای خود نشانید، در حالی که یزید هیچ‏گونه شخصیت دینی - حتی به طور تزویر و تظاهر - نداشت و همه وقت‏خود را علنا با ساز و نواز و باده گساری و شاهد بازی و میمون‏رقصانی می‏گذرانید و احترامی به مقررات دینی نمی‏گذاشت ....

درگذشت معاویه و خلافت ‏یزید

آخرین ضربت کاری وی که به پیکر اسلام و مسلمین وارد ساخت این بود که خلافت اسلامی را به سلطنت استبدادی موروثی تبدیل نمود و پسر خود یزید را به جای خود نشانید، در حالی که یزید هیچ‏گونه شخصیت دینی - حتی به طور تزویر و تظاهر - نداشت و همه وقت‏خود را علنا با ساز و نواز و باده گساری و شاهد بازی و میمون‏رقصانی می‏گذرانید و احترامی به مقررات دینی نمی‏گذاشت و گذشته از همه اینها اعتقادی به دین و آیین نداشت چنانچه وقتی که اسیران اهل بیت و سرهای شهدای کربلا را وارد دمشق می‏کردند و به تماشای آنها بیرون آمده بود، بانک کلاغی به گوشش رسید، گفت:

نعب الغراب فقلت قل او لا تقل

فقد اقتضیت من الرسول دیونی (1)

و همچنین هنگامی که اسیران اهل بیت و سر مقدس سیدالشهدا (ع) را به حضورش آوردند، ابیاتی سرود که یکی از آنها این یت‏بود:

لعبت هاشم بالملک فلا

خبر جاء و لا وحی نزل

زمامداری یزید که توام با ادامه سیاست معاویه بود، تکلیف اسلام و مسلمین را روشن می‏کرد و من‏جمله وضع رابطه اهل بیت رسالت را با مسلمانان و شیعیانشان - که می‏بایست‏به دست فراموشی مطلق سپرده شود و بس - معلوم می‏ساخت.

در چنین شرایطی یگانه وسیله و مؤثرترین عامل برای قطعیت‏یافتن سقوط اهل بیت و درهم ریختن بنیان حق و حقیقت، این بود که سیدالشهدا (ع) با یزید بیعت کند و او را خلیفه و جانشین مفترض الطاعه پیغمبر بشناسند.

امام (ع) و بیعت ‏با یزید

سیدالشهدا (ع) نظر به پیشوایی و رهبری واقعی که داشت نمی‏توانست‏با یزید بیعت کند و چنین قدم مؤثری در پایمال ساختن دین و آیین، بر دارد و تکلیفی جز امتناع از بیعت نداشت و خدا نیز جز این از وی نمی‏خواست.

اثر امتناع از بیعت

از آن طرف امتناع از بیعت اثری تلخ و ناگوار داشت; زیرا قدرت هولناک و مقاومت‏ناپذیر وقت، با تمام هستی خود، بیعت می‏خواست (بیعت می‏خواست‏یا سر) و به هیچ چیز دیگر قانع نبود و از این روی کشته شدن امام (ع) در صورت امتناع از بیعت، قطعی و لازم لاینفک امتناع بود.

سیدالشهدا (ع) نظر به رعایت مصلحت اسلام و مسلمین، تصمیم قطعی بر امتناع از بیعت، و کشته شدن گرفت و بی‏محابا مرگ را بر زندگی ترجیح داد و تکلیف خدایی وی نیز امتناع از بیعت و کشته شدن بود. و این است معنی آنچه در برخی از روایات وارد است که رسول خدا در خواب به او فرمود: خدا می‏خواهد تو را کشته ببیند. و نیز آن حضرت به بعضی از کسانی که از نهضت منعش می‏کردند فرمود: خدا می‏خواهد مرا کشته ببیند. و به هر حال، مراد مشیت تشریعی است نه مشیت تکوینی; زیرا چنانکه سابقا بیان کردیم مشیت تکوینی خدا تاثیری در اراده و فعل ندارد.

ترجیح مرگ بر زندگی

آری سیدالشهدا (ع) تصمیم بر امتناع از بیعت و - در نتیجه - کشته شدن گرفت و مرگ را بر زندگی ترجیح داد و جریان حوادث نیز اصابت نظر آن حضرت را به ثبوت رسانید; زیرا شهادت وی با آن وضع دلخراش، مظلومیت و حقانیت اهل بیت را مسجل ساخت و پس از شهادت، تا دوازده سال نهضت‏ها و خونریزی‏ها ادامه یافت و پس از آن همان خانه‏ای که در زمان حیات آن حضرت کسی درب آن را نمی‏شناخت‏با مختصر آرامشی که در زمان امام پنجم به وجود آمد، شیعه از اطراف و اکناف مانند سیل به در همان خانه می‏ریختند و پس از آن، روز به روز به آمار شیعیان اهل بیت افزود و حقانیت و نورانیتشان در هر گوشه و کنار جهان به تابش و تلالؤ پرداخت و پایه استوار آن، حقانیت توام با مظلومیت اهل بیت می‏باشد و پیشتاز این میدان، سیدالشهدا (ع) بود. حالا مقایسه وضع خاندان رسالت و اقبال مردم به آنان در زمان حیات آن حضرت با وضعی که پس از شهادت وی در مدت چهارده قرن پیش آمده و سال به سال تازه‏تر و عمیقتر می‏شود، اصابت نظر آن حضرت را آفتابی می‏کند و بیتی که آن حضرت - بنا به بعضی از روایات - انشاد فرموده، اشاره به همین معنی است:

و ما ان طبنا جبن و لکن

منایانا و دولة آخرینا

و به همین نظر بود که معاویه به یزید اکیدا وصیت کرده بود که اگر حسین ابن علی از بیعت‏با وی خودداری کنداورا به حال خود رها کند و هیچ گونه متعرض وی نشود. معاویه نه از راه اخلاص و محبت این وصیت را می‏کرد، بلکه می‏دانست که حسین بن علی (ع) بیعت کننده نیست و اگر به دست‏یزید کشته شود اهل بیت، مارک مظلومیت‏به خود می‏گیرند و این برای سلطنت اموی، خطرناک و برای اهل بیت، بهترین وسیله تبلیغ و پیشرفت است.

اشاره ‏های مختلف امام (ع) به وظیفه خود

سیدالشهدا (ع) به وظیفه خدایی خود که امتناع از بیعت‏بود آشنا بود و بهتر از همه به قدرت بیکران و مقاومت‏ناپذیر بنی‏امیه و روحیه یزید پی برده بود و می‏دانست که لازم لاینفک خودداری از بیعت، کشته شدن اوست و انجام وظیفه خدایی، شهادت را در بر دارد. و از این معنی در مقامات مختلف با تعبیرات گوناگون کشف می‏فرمود.

در مجلس حاکم مدینه که از وی بیعت می‏خواست فرمود: مثل من با مثل یزید بیعت نمی‏کند.

هنگامی که شبانه از مدینه بیرون می‏رفت از جدش رسول اکرم (ص) نقل فرمود که در خواب به وی فرمود: خدا خواسته (یعنی به عنوان تکلیف) که کشته شوی.

در خطبه که هنگام حرکت از مکه خواند و در پاسخ کسانی که می‏خواستند آن حضرت را از حرکت‏به سوی عراق منصرف سازند همان مطلب را تکرار فرمود.

در پاسخ یکی از شخصیت‏های اعراب که بین راه اصرار داشت که آن حضرت از رفتن به کوفه منصرف شود و گرنه قطعا کشته خواهد شد، فرمود:

«این رای بر من پوشیده نیست ولی اینان از من دست‏بردار نیستند و هر جا بروم و هر جا باشم مرا خواهند کشت.»

برخی از این روایات اگر چه معارض دارد یا از جهت‏سند خالی از ضعف نیست ولی ملاحظه اوضاع و احوال روز و تجزیه و تحلیل قضایا، آنها را کاملا تایید می‏کند.



نگارش در تاریخ یکشنبه 18 دی 1390 توسط روح اله روستا | نظرات ()
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
نـــوای سایت


http://s1.picofile.com/shiat/giv.gif
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

مرجع تمامی وبلاگ نویسان جوان


قرآن آنلاین
http://s1.picofile.com/shiat/giv.gif


ابزار مذهبی وبلاگ



طراح قالب